شش سیگما : مطالعه موردی در شرکت موتورولا

این مقاله به صورت اختصاصی توسط تیم فنی ایزوسیستم آماده شده است، هرگونه بهره برداری بدون ذکر نام و آدرس منبع شرعا و قانونا ممنوع می باشد.

ارتباط استانداردهای ایزو و شش سیگما

شش سیگما یک ابزار کیفی حرفه ای است که در ادامه همراه با مثال و مطالعه موردی، اهمیت و کاربرد آن توضیح داده می شود. امروزه استفاده از شش سیگما به عنوان جزئی جدایی ناپذیر در صنایع پیشرو شناخته می شود. شش سیگما یک ابزار کیفی است که در هنگام اجرای استانداردهای ایزو مدیریت کیفیت نظیر ایزو ۹۰۰۱ و IATF 16949 بسیار کاربرد داشته و مورد استفاده صنایع به ویژه صنایع حساس تر که عدم خطا در آن ها مهم است است مانند صنایع الکترونیکی و خودرو سازی قرار می گیرد.

بررسی شش سیگما

امروزه، سازمان ها به طور مداوم در تلاش برای درک و برآورده کردن انتظارات مشتری با تمرکز بر کیفیت محصولات ارائه شده اند. خوشبختانه، ابزار و تکنیک های زیادی وجود دارد که مدیران را قادر می سازد کیفیت محصولات و خدمات خود را بهبود بخشند. شش سیگما ثابت کرده است که یکی از ابزارهای موفقیت آمیز در این زمینه است.

شش سیگما یک روش است که از اصول و مکانیزم های خاصی استفاده می کند که از تعالی درون سازمان اطمینان حاصل می نماید. هدف نهایی این روش این است که محصولات یا خدماتی با نقص کمتر از ۳٫۴ در یک میلیون محصول تولید شده یا خدمات ارائه شده ایجاد کنیم. با توجه به مزایای آن، بسیاری از سازمان های معروف و موفق جهان، تصمیم گرفته اند که اصول شش سیگما را در فرآیندهای کسب و کار خود پیاده سازی و ادغام کنند.

بیشتر بخوانید:  دانلود متن فارسی استاندارد ایزو 10002 ورژن 2014 ( ISO 10002:2014 )-رسیدگی به شکایات مشتری

داستان موتورولا و آغاز شش سیگما

نگاهی به تاریخ نشان می دهد که اجرای اصول شش سیگما توسط شرکت موتورولا در دهه ۱۹۸۰ پیشگام بود. موتورولا همیشه یک شرکت با تکنولوژی بالابوده که محصولات بسیار قابل اعتماد ارائه می کند. با این حال تا سال ۱۸۷۰، هر کسب و کار که در آن موتورولا مشغول به کار بود، در حال حاضر توسط ژاپنی ها مورد هدف قرار گرفته است.


در آن زمان، موتورولا، مانند بسیاری دیگر از شرکتهای آمریکایی، در تلاش بود تا رقابت با ژاپن را ادامه دهد. مشتریان موتورولا از نقص محصول و پشتیبانی مشتری ناراضی بودند. از سوی دیگر، ژاپنی ها قبلا یک استاندارد کیفیت شگفت انگیز ساخته بودند که بسیاری از شرکت های آمریکایی نمی توانستند با آن کنار بیایند. در نتیجه، با مواجه شدن با فشار شدید مالی، موتورولا مجبور شد اقدام کند.

مدیر ارشد، مهندسان موتورولا را احضار کرد وخواستار کاهش خطا در محصولات خود بود، قبل از اینکه آنها حتی از کارخانه هایشان نیز خارج شوند. آنها تمام شیوه های مدیریت کیفیت شناخته شده تا آن زمان را ترکیب کرده و روشی را ایجاد کردند که می تواند پایه ی برنامه ریزی بهبود کیفیت موتورولا باشد.

بیل اسمیت، مهندس و دانشمند موتورولا، یک روش شناسایی کرد که میزان نقص در تولید محصولات را کاهش می دهد. او آمار اصلی و فرمول ها را فراهم کرد و اجرای روش شش سیگما را آغاز کرد. او که در موفقیت عظیمی که متشکل از این روش است، ایده هایی را برای مدیرعامل موتورولا،باب گالوین ارائه کرد. باب این رویکرد را به عنوان راه حلی برای پایان بخشیدن به نگرانی های کیفیت محصولات شرکت خود به رسمیت شناخت. آنها روش چهار مرحله ای شش سیگما (اندازه گیری، تجزیه و تحلیل، بهبود و کنترل) را دنبال کردند و مسیر خود را برای مستند سازی فرآیندهای کلیدی خود، هماهنگ کردن این فرایندها با نیازهای مشتری و نصب سیستم های اندازه گیری برای نظارت و بهبود مداوم این فرایندها آغاز کردند.

بیشتر بخوانید:  روش اجرایی خرید و تدارکات در یک سیستم ایزو 9001 + دانلود نمونه فرم روش اجرایی خرید در یک شرکت

در نتیجه، عملکرد موتورولا فورا بهبود یافت. با این حال، با وجودی که آنها به خوبی کار می کردند، تجزیه و تحلیل نشان داد که ژاپنی ها هنوز هم از آنها جلوتر هستند.

بنابراین، برای حفظ رقابت، مدیران ارشد قول دادند تا در طول یک دوره پنج ساله، بهبود کیفیت خود را ده برابر افزایش دهند. در ابتدا این به نظر غیرممکن بود، اما تا پایان سال ۱۹۸۵، هر کسی در موتورولا برای رسیدن به این هدف تلاش کرده بود.

در پایان دوره پنج ساله، هر کسب و کار در موتورولا به شاخص هدف خود از بهبود رسید. مدیران موتورولا تصمیم گرفتند تا به منظور ارزیابی عملکرد رقابت خود به ژاپن پرواز کنند، و آنچه که آنها متوجه شدند، شگفت انگیزبود. آنها متوجه شدند که شرکت های ژاپنی ۲۰۰۰ بار بهتر از آنها عمل می کنند. این به دلیل این واقعیت بود که ژاپن برای مدت طولانی از فن آوری های مشابه استفاده کرده بود.

اطلاعات به دست آمده از ژاپن، اهداف موتورولا را دوباره تغییر داد. مدیران حتی بلندپروازتر شدند و تصمیم گرفتند یک بار دیگر هدف ده برابر را بپردازند، اما این بارمهلت تعیین شده برای یک دوره دو ساله بود. هدف موتورولا برای سال ۱۹۹۲، داشتن ۳٫۴ نقص در هر میلیون فرصت بود.

نتیجه اجرای شش سیگما در شرکت موتورولا

بعد از اجرای شش سیگما، موتورولا متوجه شد که چقدر آن روش در بهبود فرآیندهایشان اهمیت داشته است. در حقیقت، آنها به دلیل استفاده از شش سیگما، بیش از ۱۶ میلیارد دلار صرفه جویی و ذخیره کرده بودند.

بیشتر بخوانید:  لیست استانداردهای ایزو ( فهرست انواع استانداردهای ISO ) – بخش دوم


بنابراین، آنها تصمیم گرفتند این روش را برای هر شرکتی که میخواست آن را در فرایندهای خود بکار ببرد، عمومی کنند. از آن به بعد، ده ها هزار شرکت در سراسر جهان از شش سیگما به عنوان راهی برای انجام بهتر تجارت های خود استفاده کردند.

با در نظر گرفتن نکات قبلی، می توان نتیجه گرفت که اجرای شش سیگمای موتورولا در مراحل پیشرفته بهبود کیفیت، یک گام مهم و اساسی است. ما ممکن است ندانیم که سفر با شش سیگما ما را به کجا هدایت میکند. با این وجود، این مسیر، قطعا وقتی ما به دنبال تعالی در سازمان می رویم، چالش برانگیز است.


این مقاله به صورت اختصاصی توسط تیم فنی ایزوسیستم آماده شده است، هرگونه بهره برداری بدون ذکر نام و آدرس منبع شرعا و قانونا ممنوع می باشد.

نیاز به مشاوره دارید؟ با ما تماس بگیرید...

تماس با ایزوسیستم ۳۳۴۴۴۸۱۳-۰۲۳ و ۳۳۴۴۴۸۱۴-۰۲۳

ایزوسیستم برترین مرکز صدور مدارک بین المللی ایزو و دارنده مجوز سازمان صنعت، معدن و تجارت می باشد.

هشدار: مراقب نیش مراکز بدون مجوز رسمی در حوزه ی خدمات مشاوره و صدور گواهینامه های ایزو باشید!